قطار می رود
تو می روی
تمام ایستگاه می رود ..
و من چقدر ساده ام
که سال های سال
در انتظار تو ..
کنار این قطار رفته ایستاده ام
و همچنان
به نرده های ایستگاه رفته
تکیه داده ام ..
قیصر امین پور
گاهی
به احترام فریاد هایی که هرگز نکشیدم
سکوت میکنم.
من
برای رسیدن به تو
تنها یک چیز کم دارم ..
تو را !
و این چنین شداندند ! انتخابات ما را !
پ.ن : حرف دل کیست جمله های بالا ؟
هر کس به ظن خود می خواندشان
پ.ن : نوشتم انتخابات شما بخوانید انتصابات !!
به علت تعمیرات اساسی ..
در حال حاضر نویسنده ی مورد نظر تعطیل می باشد !
فلسفه ی عجیبیست !
زنان امروز حتی عشق را هم برای آزادی قربانی می کنند ..
پ.ن : بدون پی نوشت !